X
تبلیغات
✿♥ زندگی زیباست ♥✿


با سلام به دوستان و همراهان گرامي.

متاسفانه بعضي از افراد كه هدفشون صرفا تخريب شخصيت ديگران و ايجاد كدورت بين دوستان وبلاگي هست اقدام به ارسال نظرهاي غير اخلاقي آن هم با نام و نشاني مدير ديگر وبلاگ ها مي كنند. لازم ميدانم به تمام دوستان خوبم يادآوري كنم كه چنان چه  نظر غير اخلاقي يا اهانت كننده با نام و نشاني وبلاگ من دريافت كردند اطمينان داشته باشند كه جعلي بوده و از طرف من نيست.

اميدوارم خدا همه را به راه راست هدايت كند.


قال رسول الله - صلی الله علیه و آله - : مَن بَهَتَ مُؤمِناً أَو مُؤمِنَةً أَو قَالَ فِیهِ مَا لَیسَ فِیهِ أقَامَهُ اللهُ تَعَالی یَومَ القِیَامَةِ عَلَی تَلٍّ مِن نَّارٍ، حَتَّی یَخرُجَ مِمَّا قَالَهُ فِیهِ.

«عیون الاخبار الرضا - علیه السلام -، ج 2، ص 33»

پیامبر خدا - صلی الله علیه و آله - فرمود: هر كس به مرد یا زن مؤمن بهتان زند یا درباره او چیزی بگوید كه از آن مبراست، خداوند متعال در روز رستاخیز او را بر تلّی از آتش نگه دارد تا از حرف خود درباره آن مومن برگردد.


لطفا قبل از پیشنهاد تبادل لینک، قسمت درباره وب رو بخونید!!!



تاريخ : هفدهم آذر 1390 | | نویسنده : شادی |



عسل ماده ی غذایی طبیعی است که انواع ویتامین ها، املاح معدنی و پروتئین در آن یافت می شود و جالب تر این که به دلیل وجود عنصری به نام اسید فورمیک در عسل، این مادّه ی غذایی خاصیت ضدعفونی کننده داشته و فاسد هم نمی شود.

گفتنی است افرادی که از ابتدای دوره ی جوانی مصرف عسل را در وعده ی غذایی خود جای داده اند ، کمتر دچار پیری زود رس می شوند( میگم چرا همه بهم میگن خوب موندی هاااا )  و عمری طولانی دارند.

هم چنین عسل برای جلوگیری از فشار خون بالا ، ورم مفاصل، بی خوابی و افزایش مقاومت بدن بسیار مفید است.

از سوی دیگر والدینی که مایل هستند کودکشان حافظه و رشد و نمو بهتری داشته باشد، می توانند عسل طبیعی را بعد از یک سالگی در وعده ی غذایی کودکان خود قرار بدهند.

می توان گفت بهترین نوع عسل ، سرخ رنگ، شفاف، خوشبو و غلیظ است و نباید گلو را بسوزاند. هم چنین هنگامی که عسل را از ظرف واژگون می کنیم باید کش بیاید و شکرک هم نزند( البته گاهی اوقات شکرک زدن عسل به دلیل محکم بسته نشدن درب ظرف عسل و نفوذ هوا به داخل ظرف می باشد)

افرادی که درد های معده دارند، می توانند با خوردن یک تا دو قاشق عسل در طی روز ناراحتی معده ی خود را برطرف کنند و مضاف بر این که قند موجود در عسل از نوع گلوکز و فروکتوز است که به سرعت جذب می شود و در بدن باقی نمی ماند.

 

منبع: مجله ی خانواده ی سبز، شماره ی 357 و 358

با اندکی اضافات


اینم چند تا عکس از کندوی زنبور عسل که تو خونه خودمون هست:mahsae-ali




برچسب‌ها: زنبور عسل

تاريخ : بیست و نهم اردیبهشت 1392 | | نویسنده : شادی |




به هنگام اشغال روسیه توسط ناپلئون ، دسته ای از سربازان وی ، درگیر جنگ شدیدی در یکی از شهرهای کوچک آن سرزمین که زمستان های بی پایان داشت، شدند . ناپلئون به طور تصادفی از سربازان خود جدا افتاد.

گروهی از قزاق های روس ، ناپلئون را شناسایی کرده و تا انتهای یک خیابان  پیچ در پیچ او را  تعقیب کردند.ناپلئون برای نجات خود به مغازه ی پوست فروشی ، در انتهای کوچه ای بن بست پناه برد..وارد مغازه شد و نفس نفس زنان و التماس کنان فریاد زد:« خواهش می کنم، جان من در خطر است، نجاتم دهید، کجا می توانم پنهان شوم؟»

پوست فروش پاسخ داد:« عجله کنید، آن گوشه زیر پوست ها قایم شوید.» و ناپلئون را زیر انبوهی از پوست ها پنهان کرد . پس از این کار بلافاصله قزاق های روسی از راه رسیدند و فریاد زدند:« او کجاست؟ ما دیدیم که وارد این مغازه شد.»

علی رغم اعتراض پوست فروش ، قزاق ها تمام مغازه را گشتند ولی او را پیدا نکردند و با ناامیدی از آن جا رفتند.مدتی بعد ناپلئون از زیر پوست ها بیرون خزید و درست در همان لحظه سربازان او از راه رسیدند.

پوست فروش به طرف ناپلئون برگشت و پرسید :« باید ببخشید که از مرد بزرگی چون شما چنین سئوالی می پرسم، اما واقعا می خواستم بدانم که زیر آن پوست ها با اطلاع از این که شاید اخرین لحظات زندگی تان باشد، چه احساسی داشتید؟»

ناپلئون تا حد امکان قامتش را راست کرد و خشمگینانه پرسید:« با چه جرأتی از من یعنی امپراطور فرانسه چنین سئوالی می پرسی؟. محافظین ! این مرد گستاخ را بیرون ببرید، چشمهایش را بسته و اعدامش کنید. خود من شخصا فرمان آتش را صادر می کنم.»

سربازان، پوست فروش بخت برگشته را به زور بیرون بردند و در کنار دیوار با چشمهای بسته قرار دادند.

مرد بیچاره چیزی نمی دید ولی صدای صف آرایی سربازان و تفنگ های آنان را که برای شلیک آماده می شدند، می شنید و به وضوح لرزش زانوان خود را حس می کرد.

سپس صدای ناپلئون را شنید که گلویش را صاف کرد و با خونسردی گفت:« آماده... هدف....»

با اطمینان از این که لحظاتی دیگراین احساسات را هم نخواهد داشت، احساس عجیبی سراسر وجودش را فرا گرفت و به صورت قطرات اشکی از گونه هایش سرازیر شد. سکوتی طولانی و سپس صدای قدم هایی که به سویش روانه شد...

ناگهان چشم بند او باز شد. او که از تابش یکباره ی آفتاب قدرت دید کاملی نداشت، در مقابل خود، چشمان نافذ ناپلئون را دید که ژرف و پر نفوذ به چشمان او می نگریست.

سپس ناپلئون به آرامی گفت:« حالا فهمیدی چه احساسی داشتم؟»

 

منبع :  مجله ی خانواده ی سبز شماره ی 257 و 258


پ. ن: کاش میشد اونایی که با حرفهاشون دل آدمو می شکنند همین بلا رو سرشون آورد تا احساس آدمو بفهمند.


برچسب‌ها: تاریخی

تاريخ : بیست و هفتم اردیبهشت 1392 | | نویسنده : شادی |


       


پژوهش های جدید نشان داده که نگرانی در مورد یک امتحان ریاضی به معنی کامل کلمه دردناک است و انتظار برای حلّ مسائل ریاضی باعث روشن شدن شبکه های درد در مغز افراد دارای سطوح بالای تنش ریاضی می شود.

تیمی از محققان دانشگاه شیکاگو به شناسایی 14 فرد دچار تنش ریاضی بالا و 14 فرد با تنش ریاضی پایین، بر اساس ارزیابی آن ها از احساس  اضطراب  در زمان مواجهه با موقعیت های مرتبط با ریاضی مانند ورود به یک کلاس ریاضی  یا نیاز به گذراندن تعداد خاصّی از واحدهای ریاضی برای فارغ التحصیلی پرداختند.

سپس به این شرکت کنندگان یک مجموعه از مسائل لغتی و ریاضی را ارائه کرده و فعّالیّت عصبی آن ها را با یک دستگاه تصویرسازی مغناطیسی سنجیدند. پیش از هر مسأله یک دایره ی زرد یا مربع آبی به نشانه ی آغاز یک مسأله ی ریاضی یا لغت بر روی نمایشگر نمایان می شد.

اسکن های مغزی در گروه اوّل در زمان مشاهده ی نشانه ی آغاز مسأله ی ریاضی ، هجوم فعّالیّت را در بخش های مغزی مرتبط با احساس درد نشان دادند.

محققان دریافتند که هر چه سطح  این تنش بالاتر باشد، فعّالیّت  عصبی بیشتر در مغز این افراد اتفاق می افتد.این در حالی است که چنین الگویی در مغز افراد دارای تنش پایین تر ، دیده نشد.

محققان پیش از این دریافته بودند که رویدادهای تنش زای روان شناسی از جمله برهم زدن های احساسی و طرد اجتماعی می تواند منجر به  احساس فیزیکی درد شود.

پژوهش جدید هم نشان داده که تنها در انتظار یک رویداد تنش زا بودن نیز می تواند باعث درد واقعی شود.

به گفته ی پژوهشگران ، خود ریاضی دردناک نیست، بلکه انتظار برای آن دردآور است.



منبع: مجله ی موفقیت ، شماره ی 247


برچسب‌ها: تبریک , ترس , ریاضی

تاريخ : بیست و دوم اردیبهشت 1392 | | نویسنده : شادی |



   همکاران ارجمند

توصیه های زیر صرفا به خاطر احترام به نظر دو تن از  دوستان عزیز و بزرگوار که خواننده ی این وبلاگ هستند نوشته شده. وگرنه روشن و واضح هست که همه ی معلمان دلسوز در جهت برگزاری امتحانات در محیطی سرشار از آرامش و همچنین موفقیت دانش آموزان نهایت تلاش خود را انجام می دهند.

 حتی الامکان یک ساعت قبل از امتحان در مدرسه حضور یابید تا چنان چه دانش آموزان اشکال یا سئوالی دارند بتوانند از شما راهنمایی بگیرند.

همراه با دانش آموزان وارد جلسه ی امتحان شوید.

چنان چه احساس کردید دانش آموزی مضطرب و نگران است به کنار او بروید و با او خوش و بش کنید.

از دانش آموزان بخواهید قبل ار شروع امتحان اذکار و ادعیه ای را که حفظ هستند زیر لب بخوانند.

به آن ها اطمینان دهید که چنان چه به اندازه ی کافی مطالعه کرده باشند حتما موفق خواهند شد.

از قدم زدن بین دانش آموزان در حین برگزاری امتحان خودداری کنید.

تلفن همراه خود را در جلسه ی امتحان خاموش نگهدارید و یا روی سکوت بگذارید.

با دیگر همکاران جز در موارد ضرورت صحبت نکنید.

اجازه ندهید دانش آموزان از شما سئوالات بی مورد و غیر ضروری بپرسند.


  والدین گرامی!

فرزندتان در روزهای برگزاری امتحانات به توجه و محبت ویژه نیاز دارد. سعی کنید رفتارتان آمیخته با صبر، شکیبایی و صمیمیت باشد.

حتی الامکان از طرح مشکلات خانوادگی و اقتصادی در حضور فزرندانتان خودداری کنید تا با آرامش بیشتری به مطالعه ی دروس خود بپردازند.

دیگر اعضای خانواده را به رعایت سکوت و همکاری با فرزندتان در فصل امتحانات ترغیب نمایید.

از به کار بردن تهدیدات لفظی نظیر اگر قبول نشدی دیگر حق ادامه تحصیل نداری و.... خودداری کنید.

از فرزندتان در حد توانایی اش انتظار داشته باشید ولی در عین حال او را به تلاش و مطالعه ی بیشتر تشویق کنید.

چنان چه فرزندتان در یکی از امتحانات موفق نشد او را سرزنش نکنید و از او بخواهید برای امتحانات بعدی تلاش بیشتری داشته باشد.

حتی المقدور از رفت آمدهای خانوادگی و برگزاری مراسم و میهمانی ها در ایام امتحانات خودداری کنید.

دانش آموزان عزیز!

در همه حال به خدای مهربان توکل کنید و برای موفقیت خود از او کمک بخواهید.

خواندن دروس را به شب امتحان موکول نکنید وو از هر فرصتی برای دوره ی کتاب ها و مطالب درسی خود استفاده کنید.

اشکالات درسی را در کلاس و در جمع دوستانتان مطرح کنید و از هم فکری و راه حل های پیشنهادی آنان ، جهت رفع اشکالات خود استفاده کنید.

از مشاجره و بگو مگو با اعضای خانواده و دخالت در دعواهای خانوادگی خودداری کنید.

سعی کنید جهت افزایش توان حافظه و یادگیری از خوراکی های سالم نظیر سبزیجات و میوه جات تازه، شیرینی های طبیعی نظیر خرما و عسل، غلات و حبوبات و گوشت قرمز بیشتر استفاده کنید.

برنامه ریزی درسی داشته باشید .حتی الامکان یک ساعت قبل از امتحان مطالعه نکنید و به ذهن خود استراحت بدهید تا بتوانید با آمادگی کامل در جلسه ی امتحان حضور یابید.

از پرسش و طرح سئوالات در لحظات قبل از امتحان از دوستان خود، جداً خودداری کنید؛ چرا که این کار باعث افزایش اضطراب خود و دوستانتان می شود.

سعی کنید با آرامش کامل به سئوالات امتحانی پاسخ دهید و چنان چه در جلسه ی امتحان دچار اضطراب شدید، یک نفس عمیق بکشید، چشمان خود را ببندید و تصور کنید یک تابلوی بسیار بزرگ سفید رنگ رو به روی شما قرار دارد که با رنگ آبی روی آن عبارت « آرام باش» نوشته شده. این جمله را چند بار با خود تکرار کنید و سپس به پاسخ دادن به سئوالات ادامه دهید.

بعد از پایان امتحان و پس از مرور پاسخ سئوالات، برگه ی امتحانی را تحویل دهید. حدود یک تا دو ساعت استراحت کنید و سپس مطالعه برای امتحان بعدی را شروع کنید.




برچسب‌ها: امتحانات

تاريخ : نوزدهم اردیبهشت 1392 | | نویسنده : شادی |


دعا کنید، با خدا صحبت و درد دل کنید.

منتظر اتفاقات خاص و بزرگ نباشید  تا به آن ها بخندید.

غروب آفتاب را تماشا کنید.

عطسه های ناگهانی و چند روز یک بار ، احساس خوبی با خود  می آورند، هر چند زمان آن ها بسیار کوتاه است.

در حمام ، زیر دوش آواز بخوانید.

زیر دوش چشمانتان را بندید، لبخند بزنید و از گرمای ملایم آب لذّت ببرید.

شب دراز بکشید و به آسمان خیره شوید.

چند مورد از کارهای عقب افتاده تان را انجام دهید.

دفتر خاطرات تان را بخوانید.

در جوی آب پا برهنه راه بروید( خودم این کار رو خیلی دوست دارم)

با کسی که دوستش دارید، قدم بزنید.

روی تخت خوابتان شیرجه بزنید.

چیزی را که همیشه دوست داشتید، برای خودتان به عنوان هدیه بخرید.

گل ها را از نزدیک نگاه کنید و از دیدن رنگ و تنوع آن ها لذّت ببرید.

قدر زنده بودن خود را بدانید.

زیر باران راه بروید حتی با چتر.

قبل از این که احساس سیری کامل کنید، از غذا خوردن دست بکشید.

بازی های فکری مثل شطرنج را یاد بگیرید.

تخمه بشکنید.

دراز بکشید و به هیچ چیز فکر نکنید.

کتاب شعر بخوانید.

فیلمی را که همه ی اعضای خانواده دوست دارند، انتخاب کنید و همه کنار هم بنشینید و آن را تماشا کنید.

به پدرو مادر، همسر و فرزندانتان با تمام وجود محبت کنید.

اتاق یا خانه تان را تمیز و مرتب کنید.

کارتون تماشا کنید ( مثلا بره ناقلا ، اینقده خوشگله)

مانند دوران کودکی بستنی بخورید.

از ته دل با صدای بلند بخندید.

 


منبع: مجله ی موفقیت، شماره ی 256



تاريخ : سیزدهم اردیبهشت 1392 | | نویسنده : شادی |

  


کارت پستال درخواستی طراحان



کارت پستال درخواستی طراحان

 

در بوسه های مادر
خورشيد نور باران
آغاز روز تازه
لبخند بامدادان



در خنده های مادر
عطر خوش گلستان
زيبایی طبيعت
شادابی بهاران



مادر تو روح و جانی
مادر تو جاودانی
با من تو مهربانی
با من تو همزبانی



مادر تو بهترینی
مادر تو نازنینی
مادر تو دلنشینی
بر حلقه ام نگینی


 

مادر هميشه بيدار
مادر هميشه در كار
باشد برای فرزند
مادر هميشه غم خوار



مادر هميشه خوش قلب
مادر هميشه دل سوز
مادر هميشه روشن
خورشيد عالم افروز



در چشم های مادر
آبی آسمانی
رؤيای سبز نوروز
معنای زندگانی



در اشك های مادر
پاکی آب باران
رنگين كمان روشن
آوای چشمه ساران


 

مادر زعشق سرشار
روح نثار و ايثار
در راه كودكانش
مادر بود فداكار



مادر چراغ خانه
گرمای آشيانه
مهرش درون قلبم
ماناست جاودانه.


شعر از : مهدی عاطف راد


مامان جونم از خدا می خوام همیشه سالم و سلامت کنارمون باشی. الهی آمین.




و در آخر هم روز معلّم رو به خودم همسر عزیزم و داداش مهربونم تبریک میگم.




     
   



تاريخ : دهم اردیبهشت 1392 | | نویسنده : شادی |


تا کنون در مقالات مختلف بارها خوانده ایم که هر بار احساس نا امیدی  و اضطراب کردید، به وقایع خوش زندگی تان فکر کنید و آن ها را به خاطر بیاورید یا در رویاهای تان بهترین شرایط ممکن را تصور کنید تا حالتان بهتر شود. امّا حالا می خواهیم راهکاری کاملا متفاوت به شما پیشنهاد دهیم. این بار که احساس کردید در شرابط دشواری قرار گرفته اید یا از زندگی تان خسته شده اید، دیگر به روزهای خوب زندگی تان فکر نکنید؛ بلکه زمان هایی را به خاطر بیاورید که در شرابطی به مراتب بدتر و وخیم تر از امروز قرار گرفته بودید یا تصور کنید اگر وضعیت از این بدتر بود چه می شد و شما باید چه واکنشی نشان می دادید؟ ، مسلّماً احساس بهتری خواهید کرد و خدا را شکر می کنید که امروز است و در موقعیت قبلی قرار ندارید یا آن چه تصور کردید برای تان رخ نداده و اوضاع بسیار بهتر از چیزی است که شما در خیالتان دیدید.

 

منبع: مجله ی موفقیت ، شماره ی 254


برچسب‌ها: سختی ها , زندگی

تاريخ : هفتم اردیبهشت 1392 | | نویسنده : شادی |
تاريخ : پنجم اردیبهشت 1392 | | نویسنده : شادی |


جوان ثروتمندی نزد عارفی رفت و از او اندرزی برای زندگی خواست.

عارف او را به کنار پنجره برد و پرسید: « چه می بینی؟»

جوان گفت: « آدم هایی که می آیند و می روند و گدای کوری که در خیابان صدقه می گیرد.»

سپس آینه ی بزرگی به او نشان داد و باز پرسید:« در آینه نگاه کن و بعد بگو چه می بینی؟

گفت: « خودم را می بینم.»

عارف گفت: « دیگر، دیگران را نمی بینی!

آینه و پنجره هر دو از یک ماده ی اولیه ساخته شده اند: شیشه؛ امّا در آینه لایه ی نازکی از نقره در پشت شیشه قرار گرفته و در آن ، چیری جز شخص خودت را نمی بینی.

این دو شیء شیشه ای را با هم مقایسه کن؛

وقتی شیشه فقیر باشد، دیگران را می بیندو به آنان احساس محبت می کند..امّا وقتی از جیوه( ثروت) پوشیده می شود، تنها خودش را می بیند.

تنها وقتی ارزش داری که شجاع باشی و آن پوشش جیوه ای را از جلوی چشم هایت برداری تا بتوانی دیگران را ببینی و دوستشان بداری.


 


منبع: مجله ی شادکامی و موفقیت ، شماره ی103




تاريخ : یکم اردیبهشت 1392 | | نویسنده : شادی |


متاسفانه خیلی از والدین  ملاک علاقه و محبت خود به فرزندانشان را در برآورده کردن تمام خواسته های معقول و نا معقول آن ها می دانند. این والدین با کوتاه آمدن و نادیده گرفتن رفتار های نادرست و پاسخ های مثبت دائمی به خواسته های فرزندان خود، به آن ها اجازه نمی دهند که مزه ی ناکامی و تلخی را بچشند تا بتوانند لذّت آرامش را بعد از کمی سختی و شور و هیجان داشتن را بعد از کمی محرومیت و با صبر و تحمل ، تجربه کنند.به همین دلیل این نوجوانان هرگز راضی و خوشحال نیستند چون قدر و ارزش هیچ چیز را نمی دانند.

اگر تا به حال مسیری اشتباه را برای تربیت فرزندان به خصوص نوجوانان  خود در پیش گرفته اید و عادت های رفتاری نادرست را در آن ها ایجاد کرده اید ، هنوز هم می توانید الگوهای رفتاری مفید و اثر بخشی را جایگزین آن ها کنید.

 

    چه باید کرد؟

قبل از هر چیز لازم است به خاطر نا آگاهی و اشتباهاتتان در امر تربیت فرزندتان، خود را سرزنش نکنید و احساس گناه نداشته باشید. بعد از آن اگر برای ایجاد تغییر ، مجبور شدید اندکی سختگیری کنید، نگران نشوید.بدون ترس از این که مبادا محبوبیتتان را نزد فرزندتان از دست بدهید ، لازم است گاهی با او مخالفت کنید. از نه گفتن به آن ها نهراسید. اگر برای تان مقدور است انجام خواسته های شان را کمی به تعویق بیندازید.تا صبر و تحمل را در آن ها تقویت کنید. در برابر لجبازی  ها و بد رفتاری های شان مقاومت کنید و به راحتی تسلیم نشوید در صورت لزوم آ ن ها را از دسترسی به لوازم مورد علاقه شان محروم کنید، اتفاقی نمی افتد. اگر برای مدّتی و تا زمان تصحیح رفتار نادرستشان ، تلویزیون، کامپیوتر و یا لوازم بازی مورد علاقه شان را از آن ها بگیرید، ممکن است داد و فریاد کنند و قشقرق راه بیندازند، شاید قهر کنند و ... امّا کمی صبر داشته باشید. آن ها حتما با وضعیت جدید کنار می آیند و کم کم آرام می شوند، شک نکنید که وقتی شما دوباره کنترل امور را در دست بگیرید ّ آن ها احساس امنیت می کنند.به جای بحث و جدل های همیشگی، با ایجاد  فرصت و فضای مناسب ، شرایط را برای گفت و گو و اظهار نظر های مختلف فراهم کنید.به این ترتیب می توانید اقتدار از دست رفته ی خود را که موجب عدم تعادل در خانواده شده ، دوباره به دست آورید.

البته فراموش نکنید این روش تنها در صورتی نتیجه مطلوب خواهد داشت که پدر و مادر هر دو با هم هماهنگ باشند و در روش تربیتی خود ثبات داشته باشند تا نوجوانان بیشتر به آنها اعتماد کنند.


 


منبع: مجله ی روزهای زندگی ، شماره ی 412



تاريخ : بیست و نهم فروردین 1392 | | نویسنده : شادی |

با سلام به دوستان خوبم.

امروز رفتیم اصفهان. از کنار سی و سه پل و پل خواجو هم عبور کردیم. می خواستم از کنار این دو پل تاریخی از زاینده رود عکس بگیرم از بس شلوغ بود همسری جای پارک پیدا نکرد . بعد دیگه رفتیم پل غدیر. این عکسها رو اونجا گرفتم. خیلی صحنه ی زیبایی بود. جای همه تون خالی.





تاريخ : بیست و هفتم فروردین 1392 | | نویسنده : شادی |

زن و شوهر پیری با هم زندگی می کردند.پیرمرد همیشه از صدای خر و پف همسرش شکایت داشت و پیرزن هیچ گاه زیر بار نمی رفت و گله های شوهرش را به حساب بهانه گیری  او می گذاشت. روزی پیرمرد فکری به سرش زد و برای این که ثابت کند  زنش در خواب خر و پف می کند و آسایش او را مختل می نماید، ضبط صوتی بر داشت و همه ی خرناس های گوشخراش همسرش را ضبط کرد.

پیرمرد صبح از خواب بیدار شد و شادمان از این که سند معتبری برای اثبات  ادعای خود دارد، به سراغ همسر پیرش رفت و او را صدا کرد.غافل از این که زن بیچاره به خواب ابدی فرو رفته بود!

از آن شب به بعد ، خر و پف های ضبط شده ی پیرزن ، لالایی آرامش بخش شب های تنهایی پیرمرد شد.

 

منبع: مجله ی خانواده ی سبز، شماره ی 321 و 322



تاريخ : بیست و پنجم فروردین 1392 | | نویسنده : شادی |



 با حال و روز حيدرت اينگونه تا مكن
اين خانه را به حالِ خودش تو رها مكن
حرفت درون سينه يِ تو گير ميكند
اين دنده ات شكسته كسي را صدا مكن
زحمت مكش كه فضه كمك حالِ زينب است
دستت شكسته است به زور آسيا مكن

 

پيچيده بين كوچه كه حال شما بد است
اما شما به حرف زنان اعتنا مكن
داري دوباره در بر ِ من كار ميكني؟
حيدر نمرده فاطمه كاري شما مكن
 اين خانه ام كه بي تو به دردي نميخورد
اينگونه در برم كفنت را سوا مكن

 شعر از حامد جولازاده



تاريخ : بیست و دوم فروردین 1392 | | نویسنده : شادی |

جملات وحشت برانگیز خانم ها به همسرانشان!!!



بیا با هم حرف بزنیم

شاید ظاهر این جمله صلح طلبی و تلاش برای برقراری یک رابطه ی دوستانه و عاشقانه باشد، امّا معمولا  واقعیت خلاف این است. زنان زمانی این جمله را بر زبان می  آورند  که مشکلی بروز کرده و آن ها را به آستانه ی انفجار رسانده. همسرشان متوجه ناراحتی و تغییر رفتار او نشده و بهانه گیری هم نتوانسته  او را آرام کند. پس برای او راهی جز این باقی نمانده که از شوهرش بخواهد با هم صحبت کنند.

آقایان! در این لحظه هرگز فکر نکنید که می توانید آزادانه هر چه را خواستید در این گفت و گو به او بگویید. برعکس باید کاملا محتاط باشید و حساب شده صحبت کنید.


  مرد باش!

شنیدن این جمله از زبان خانم ها برای هر مردی آزار دهنده  است. چرا که معنی این جمله چیزی جز این نیست که به نظر من تو  مرد ایده آل نیستی. مردان همواره سعی می کنند  برای همسرانشان  اسطوره  ای قدرتمند باشند و این جمله درست مانند پتک  آن  اسطوره را می شکند.


 

سرم درد می کند

معنی این جمله را خانم ها خودشان بهتر از هر کس دیگری  می دانند، شاید اگر از مردان معنی این جمله را بپرسید ، آن ها در لحظه ی پرسیده شدن سئوال  نتوانند معنی آن را بگویند، اما در شرایط خاص زمانی که همسرشان چندان سرحال و خوش اخلاق نیست ، ناخودآگاه به خوبی متوجه می شوند  که معنی« سرم درد می کنه» چیزی جز این نیست که امشب حوصله ی محبت کردن ندارم، لطفا طرف من نیا.


 

به چه چیزی فکر می کنی؟!

این سئوال خانم ها دخالت در شخصی ترین حریم مردان یعنی افکار آن هاست. مردان دوست دارند افکارشان تا زمانی که عملی نشده اند همچنان  شخصی و مخفی باقی بمانند.همچنین دوست ندارند موقعی که به موضوع مهمی فکر می کنند مورد بازجویی قرار بگیرند( خودم این سئوال رو  زیاد از همسری می پرسمنیشخند  ولی فکر نکنم از این سئوالم ناراحت بشه. چون با مهربونی جوابمو میدهاز خود راضی)

 

چه فرقی کرده ام؟

آقایان عزیز امیدوارم شانس بیاورید  و متوجه تغییر او بشوید. در غیر این صورت گرفتار مشکلات بعدی خواهید شد. سعی کنید در کوتاه ترین زمان ممکن این تغییر را بیابید ، چون هر چه زمان بیشتری بگذرد او را بیشتر از خودتان نا امید می کنید. همسرتان کوچک ترین تغییر شما را در کوتاه ترین زمان ممکن متوجه می شود و انتظار دارد شما نیز چنین باشید.وای به زمانی که چشمان شما مانند چشمان همسرتان تیز بین نباشد.


 

خواهرت ، خواهر زاده ات ... خوشگل شده بود ،  مگه نه؟!

 خانم ها به دلیل عشقی که به همسرشان دارند، معمولا دوست ندارند هیچ زن دیگری غیر از خودشان به نظر او زیبا بیاید. در واقع حسادت زنان در بیشتر مواقع به خاطر محبت و علاقه ی آن ها به شوهرشان است و این که  می خواهند همسرشان نیز او را بیشتر از هر فرد دیگری دوست داشته باشد.

آقایان عزیز اگر نمی خواهید همسرتان را برنجانید  باید در این لحظه کاملا هوشمندانه رفتار کنید. اگر به همسرتان بگویید : نه خواهرم زیبا نشده بود، دروغ گفته اید و همسرتان متوجه این موضوع می شود. اگر هم تنها یک پاسخ مثبت بدهید ، او را می رنجانید.  پس می توانید به او بگویید: آره زیبا شده بود. امّا به نظرم تو زیباترین زن دنیا هستی  یا جملاتی از این قبیل.

 

منبع:  مجله موفقیت شماره ی 254


برچسب‌ها: توصیه هایی به خانم ها و آقایان

تاريخ : بیست و دوم فروردین 1392 | | نویسنده : شادی |